بحران، پس از دوران عاشقی (مصاحبه)

بحران، پس از دوران عاشقی (مصاحبه)


گفت و گو با علیرضا رئیسان درباره «دوران عاشقی» که این روزها بر پرده سینماها است. فیلم سوژه ای آشنا دارد اما کارگردان تاکید می کند موضوع آن هرگز درباره خیانت نیست بلکه در پی مطرح کردن آسیب های روز جامعه یعنی خلا عاطفی بین زن و شوهرها است. فیلم گیشه موفقی هم داشته که سر فصل بحث دیگری شد.

علیرضا رئیسیان

*در گفت و گوهایی كه از شما درباره «دوران عاشقی» خواندم انگار از واژه خیانت خیلی بدتان می آید ولی ما معتقدیم خیانت اتفاق می افتد. مگر غیر از این است؟
از نظر حقوقی خیانت امری است آگاهانه با قصد قبلی برای مقصود خاص. این آدم واقعا این طوری نبود و به زنش هم می گوید تو می دانی من اهل این حرف ها نبودم. كاملا هم شرعی و قانونی زندگی كرد. معتقدم الفاظ مهم هستند. وقتی واژه خیانت را برای آن آدم استفاده می كنیم او را منكوب و بی شخصیت كرده ایم. برای همین از واژه خطا استفاده كرده ام و معتقدم هر آدمی ممكن است اشتباه كند و با رفتار درست این اشتباه را اصلاح كرد.


 * به عنوان یك فیلمساز تعریف شما از كاركرد دراماتیكی مفهوم خیانت چیست؟
باید دید من از گفتن این حرف چه هدفی را دنبال می كنم. یعنی در پایان مثل خیلی از قصه های رایج می خواهم بگویم بله این مسائل اتفاق می افتد و جوامع شهری پیشرفته این شكلی اند ؛ یا این كه می خواهم یك پیشنهاد (و نه راه حل) بدهم. فیلم از جایی شروع می شود كه اتفاق رخ داده، قبل آن را جز در یكی دو فلش بك برای آشنایی بیشتر مخاطب چیز دیگری نشان نمی دهیم. این اتفاق افتاد و حالا چه باید كرد؟ راه حلش سریال های تلویزیونی خودمان است یا فیلم و سریال هایی روز است.یا قتل های ناموسی؛ یا نه یك پیشنهاد بهتری وجود دارد؟ پیشنهاد فیلم این است كه یك جور شعور در رفتار را ترویج كنیم. یعنی بگوییم در كجا ،‌كی اشتباه كرده؟ همه حق مال یك نفر نیست و همه خطاها هم مال یك نفر نیست. كما این كه شما می بینید اگر مرد فیلم خلا عاطفی دارد همسرش در آن نقش داشته ولی اصلا پدر بدی نیست. او رابطه خود را بچه و خانواده حفظ كرده. در كارش هم آدم فاسد و نالایقی نیست. از آن طرف دختری كه از خارج می آید فكر نمی كند دچار سوء‌ظن شود ولی این اتفاق می افتد و او می گوید می خواهم حقیقت روشن شود. وقتی حقیقت روشن می شود می گوید حالا این بچه مال من است و چه بهتر زیر نظر پدری كه این نگاه را دارد اصلا بزرگ نشود. یا همسر؛‌از زمانی كه پی به اتفاق می برد رفتارش را عوض می كند . متوجه می شود او هم اشتباهاتی داشته.

دوران عاشقی


*این نگاه خیلی یك فیلم خیلی ایده آل نیست؟
این زن اصولا در رابطه عاطفی سرد است؛‌آیا این نقص است یا نه؟ اگر هست و این زن درگیر اشتغال بیرونی شده همچین بحرانی متصور هست یا نه؟ حالا كه بحران پیش آمده او توانایی اش را برای تلافی دارد چون وكیل است و قوانین را هم خوب می شناسد پرونده را هم قبول كرده و براحتی می تواند شوهرش را نابود كند ولی ما این جا پیشنهاد می دهیم و می گوییم كسی به گذشت كردن سزاوار تر است كه ابزار انتقام را داشته باشد. فیلم می گوید كینه را از خودت كن.


*همیشه آثاری كه در آن یك نفر از زوجین به شخص سومی تمایل پیدا می كند برای بعضی ها ها جذاب بوده؛چه در ادبیات كلاسیك ما و جهان چه در فیلم و سریال های امروزی. این مساله دیگر تكراری نشده؟

من معتقدم مسائل بشری كهنه نمی شوند؛ تغییر شكل می دهند ولی دچار تغییر ماهیت نمی شوند. بحث سوء ظن در «اتللو» هست اول فیلم ما هم هست. می خواهم بگویم این بحث ها هیچ وقت كهنه نمی شوند. ادبیات كلاسیك ما پر از عشق های نامتعارف است و همین ها است كه آن ها را برای پیام های مهم تری كه در پس این ماجرا است زنده می كند. من می دانستم ممكن بعضی ها بگویند سوژه فیلمت تكراری است ، شبیه فلان است و ... منتهی من به كاری كه می كنم ایمان دارم و سعی می كنم متفاوت باشد.

می گویم كارهای دیگر را دوستان انجام می دهند؛ خیلی هم بهتر از ما. من اگر پنج سال یك بار فیلم می سازم حداقل باید خودم احساس كنم كه چه سوژه ای كی وقت ساخت آن است. بعد هم با تمام وجود آن را بسازم. فكر می كنم اگر كالای خوب را با حرف و عوامل خوب ارائه دهیم مخاطبانی كه ذائقه های متفاوتی دارند آن را پیدا خواهند كرد.


*در چند سال اخیر خیلی از فیلم های سینمایی ما زن ها را عامل بر هم زدن آرامش خانواده ها دانسته اند. برای زن فیلم «دوران عاشقی» همه شرایط برای رفتن مهیا است اما پیشنهاد شما ماندن زن است. با این شیوه به دیگر فیلم ها جواب داده اید؟

دوران عاشقی

واقعیت این است كه من در فیلمسازی به فكر پاسخ به دیگران نیستم ، دنبال پاسخی برای پرسش های خودم می گردم . می گویم اگر نهاد خانواده به یك شاكله درست برسد ممكن است خیلی از مسائل اخلاقی و عاطفی جامعه تصحیح شود. من به عنوان فیلمساز فقط هشدار می دهم چون در جوامع غربی شكل روابط آدم ها و تاثیرات عاطفی كه خیلی مكانیكی شده را می بینیم و این خیلی هولناك است . پدیده تكنولوژی و این شتاب و عدم رسیدگی به خود خیلی چیزها را تحت الشعاع قرار داده.


*بدون قضاوت درباره درستی یا نادرستی؛ در این جور مواقع چه در امر نمایشی و چه در عالم واقع،‌تلاش زن هایی كه مورد خیانت واقع می شوند ، انتقام از مرد است. نگاهی كه در فیلم است خیلی از خانم ها را شاكی كرده.
من با خیلی از مخاطبان فیلم بدون این كه ما را بشناسند صحبت می كنم. نظر آدم هایی از طیف مختلف را پیش از اكران عمومی پرسیده ام نظری عكس نظر شما دارند. یا وكیلی كه مرتب كنار بود (خانم شرافت كه اصلا تخصصش دادگاه خانواده است) نمونه هایی می گفت كه اتفاقا شبیه به چیزی بود كه در فیلم هست. همیشه نابود كردن آسان تر از آباد كردن است. آن آدم پذیرفته اشتباه كرده. خب انتقام او را نابود می كند.

اگر زن خلا عاطفی شوهرش را پر می كرد چه بسا این اتفاق نمی افتاد. اگر مرد در رابطه جدید جایی به خانواده اش فكر می كرد چه بسا تا این حد پیش نمی رفت. آن خانم از زمانی كه می دانست این مرد همسر دارد چرا ادامه داد؟

*حرف شما درست ولی این دغدغه كه علیرضا رئیسان مطرح می كند باید با واقعیت جامعه یك مقدار همخوانی داشته باشد یا نه؟
من هیچ تعهدی به واقع گرایی ندارم. در هیچ یك از فیلم هایم هم مقید به آن نبوده ام. چون واقع گرایی محض به نظر من اصلا امكان پذیر نیست. من ذهنیت و تصور خودم را از واقعیت نشان می دهم. هر كس هم بگوید اثرم واقع گرایی صرف است دروغ گفته. هیچ هنرمندی در هیچ ساحتی نمی تواند این ادعا را داشته باشد چون به هر حال از فیلتر ذهن او می گذرد. من قیدی ندارم بگویم این اتفاق واقعیت است و چون واقعیت هولناك است حتما باید تصمیمی گرفت كه طرف بشدت سركوب شود. می گویم حالا كه این اتفاق افتاده هر آدم یك میزانی در آن نقش داشته . این نقش ها كم و زیاد است ولی می شد آن را كنتزل كرد.

دوران عاشقی

 یعنی اگر زن خلا عاطفی شوهرش را پر می كرد چه بسا این اتفاق نمی افتاد. اگر مرد در رابطه جدید جایی به خانواده اش فكر می كرد چه بسا تا این حد پیش نمی رفت. آن خانم از زمانی كه می دانست این مرد همسر دارد چرا ادامه داد؟ برای این پرسش ها چه پایانی می توان داشت. یك فصل بندی قبل از پایان داشتیم كه هر كدام تصمیم هایی جدید برای آینده می گیرند. مرد شغلش را كنار می گذارد یعنی وابستگی اولیه كارش را رها می كند و  احساس می كند از آن جا چیزهایی غلط وارد زندگی اش شد. دختر خانم می گوید با بچه می خواهم به خارج از كشور بروم و خودش را از زندگی این دو نفر جدا می كند.

همسر وقتی پیغام تلفنی می شنود ، در زده می شود صدای زنگ تلفن می آید و... سعی می كند چشمش را ببندد. معلوم نیست كی این اتفاق ها می افتد یعنی بخشش این قدر فوری نیست كه بگوییم همه چیز حل شد.


*الان فروش فیلمی كه رضا عطاران داشته باشد تضمین است. برای همین فیلم های دیگر وقتی فروش خوبی دارند همه شگفت زده می شوند. سال پیش مخاطب سینما 10 میلیون هم نشد. ولی امسال وضع بنظر بهتر می رسد.
من خیلی آن دیدگاه را قبول ندارم؛  باید به طور نسبی بحث مخاطب را مطرح كنیم. مثلا در رسانه های دیگر مردمی ببینیم اوضاع چطوری است. تلویزیون چقدر بیننده دارد؟ كم. در حوزه های دیگر مثل روزنامه و كتاب  باز وضع سینما بهتر است. ضمن این كه آمار فروش نشان می دهد امسال وضع فروش از سال پیش اتفاقا بهتر است. یعنی در تیرماه فروش سینما سه برابر سال پیش بوده.


*با احتساب قیمت بلیت دیگر.
قیمت بلیت هزار تومان افزایش پیدا كرده آن هم فقط در سینماهای ممتاز نه همه سینماها. سه برابر كه نشده. پس مخاطب سینما بیشتر شده كه كمتر نشده. من بعد از جشنواره تحلیلی داشتم و گفتم سال 94 مثل «شهر موش ها»‌پدیده نخواهیم داشتیم ولی متوسط فروش بهتر از سال قبل خواهد بود. چون فیلم ها تنوع بیشتری داشتند. عموما هم فیلمسازان متعلق به پس از انقلاب هستند ، جز آقای فرمان آرا كه متاسفانه هنوز فیلمش اكران نشده و امیدوارم بزودی اكران شود. من معتقدم مردم به انتخاب رسیده اند؛به خاطر اگر اسم فلان كارگردان ،‌فلان بازیگر به سینما نمی روند. همین عطاران امسال عید فیلم داشت ( استراحت مطلق) ولی فروش آن چنانی نكرد. یا ممكن است در ادامه سال همین طوری باشد. پس مجموعه ای از شرایط باید دست به دست هم بدهند تا یك فیلم پرفروش شود.


 

مصاحبه : احمد رنجبر
بخش سینما و تلویزیون تبیان


 

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه