علی‌ شمس: برج میلاد قله آرزوهای من!


متولد انگلیس است و اصالتش به استان گلستان برمی‌گردد. موسیقی را با «سعید كرمانی» و «ساسان منفرد» (ساسی‌مانكن) آغاز كرد و از همان ابتدای فعالیت‌هایش هم سعی داشت خیلی زود به استقلال كاری برسد.

موج رپ باعث شد خیلی زود اسمش سر زبا‌ن‌ها بیفتد و به مرور بیشتر و بیشتر شنیده شد. دوروبری‌هایش مثل «سعید كرمانی» مجوز گرفته‌اند و او هم به‌شدت در حال پیگیری اخذ مجوز آثارش است.

خیلی سخت اعتماد می‌كند برای حرف زدن و مشخص است كه به‌شدت محتاط است. بعد كه اعتمادش جلب می‌شود، راحت حرف می‌زند و ابایی از نام بردن از چهره‌های رپ به عنوان آدم‌های پرکار این حوزه و الگوهایی برای جوانان عشق این سبك ندارد.

«علی‌شمس» كه با نام هنری «علیشمس» فعالیت‌های خوانندگی و كاری خود را آغاز كرده در نخستین گفت‌وگوی خود درباره تلاشش برای پیوستن به ماركت رسمی كشور حرف زده است.

علی شمس: برج میلاد قله آرزوهای من !


پیش از همه كمی در مورد خودت حرف بزن. بیوگرافی‌های مختلفی درباره تو در فضای مجازی هست.

من «علی‌شمس» هستم. از حدود 10 سال پیش با نام هنری «علیشمس» در حوزه موسیقی زیرزمینی فعالیت‌هایی را داشته‌ام.

تو در دوره‌های مختلفی كه در عرصه موسیقی فعالیت می‌كردی، با چهره‌ها و خواننده‌های مختلفی همكاری داشتی. در مورد دوره‌های مختلف كاری‌ات كمی به ما توضیح می‌دهی؟

من ابتدای دوران كاری‌ام، با «سعید كرمانی» بود. سبك موسیقی ما هم تركیبی از پاپ و رپ بود كه این روزها دیگر ظاهرا قرار است با عنوان «گفتاواز» از آن یاد كنیم. تعدادی از آثار و قطعاتمان را تولید و پخش كردیم و پس از مدتی با «ساسان» (ساسی‌مانكن) آشنا شدم. كمی فرم و فضای كاری ما عوض‌و كارهای‌مان شادتر شد و عمدتا «شش و هشت». به مرور سعی كردم به یك نوع استقلال كاری برسم و آرام‌آرام مستقل شدم و آثار خودم را به صورت انفرادی منتشر كردم؛ آثاری با فضایی آرام كه به هر حال به سلیقه و فضای شخصی خودم هم نزدیك‌تر بود.

آن زمان كه قطعات تو با همراهی و حضور «ساسی‌مانكن» در بازار موسیقی «مُد» شده بود و استقبال عجیب و غریبی هم از آن به عمل آمد، فکر نمی‌کنی یک موج زودگذر بود.

آن دوره ما به یك‌باره برخی تصمیمات را گرفتیم و چون رپ توانسته بود در جامعه مورد توجه قرار بگیرد، سعی در كاری متفاوت داشتیم و بعد از همفكری‌های زیاد تصمیم‌مان این شد كه رپ را «شیش و هشت» كنیم؛ یعنی حرف‌مان را با سبك و سیاق رپ اما در فضایی ریتمیك و شاد بزنیم و ارائه كنیم که مورد استقبال قرار گرفت و به مرور هم توانست موجی را به وجود بیاورد. مردم ایران اصولا طرفدار موسیقی‌های تند و ریتمیك‌ هستند و تلفیق آن فضا با رپ توانست فضای جالبی را برای‌شان بسازد.

در آن زمان تب رپ توانست به خوبی به یك همه‌گیری اجتماعی برسد و حتی برخی چهره‌ها هم توانستند خیلی زود اسم و رسمی برای خودشان به دست آوردند. یاس، سروش، پیشرو، مهدیار، ساسان، خود تو و خیلی‌های دیگر ولی آن جریان با همان سرعتی كه آمده بود، با همان سرعت هم فروكش كرد و نتوانست آن موج را در جامعه بزرگ‌تر و گسترده‌تر كند. آن موج چرا آنقدر زود فروكش كرد؟

من با حرف تو اصلا موافق نیستم. تب موج با همان قدرت هنوز هم ادامه دارد و می‌تواند هنوز هم خیلی از سبك‌ها و شاخه‌ها را تحت تاثیر خود قرار دهد. بچه‌ها كمی كم‌كار‌تر شده‌اند. خیلی‌ها دلسرد شده‌اند و خیلی‌ها هم آینده‌ای برای خود نمی‌بینند. خود من مثلا 10 سالی هست كه با آرزوی مجاز شدن در حال فعالیت هستم و دیگر سن‌مان هم آرام‌آرام بالا می‌رود و آن انگیزه‌ها خود به خود از بین می‌روند.

ولی تغییرات جالب توجهی هم این سبك تا امروز داشته و از آن می‌توان به چارچوب پیدا کردن این سبك اشاره كرد.

خیلی از شعرها دیگر برای مجوز گرفتن تولید و سروده شده‌اند و فضای رپ تا میزان زیادی به سمت فضاهای مثبت گرایش پیدا كرده است. شاید این موضوع و این روند بتواند باز هم انگیزه‌ها را برای شروع یك موج جدید بیدار كند.

می‌خواهم درباره چهره‌های مطرح این حوزه حرف بزنی؛ چهره‌هایی كه بدون هیچ امكاناتی وارد گود شدند و حالا برای خودشان كلی طرفدار دوآتشه دارند. اول از همه درباره «یاس» حرف بزن كه به نوعی دردانه موسیقی رپ فارسی هم هست.

موضوع‌ها و مفاهیمی كه «یاسر» برای آثارش انتخاب می‌كند، خود معرف شخصیت درونی این انسان بزرگ و دوست خوب است. او لیاقت این را دارد كه مثل همه چهره‌های ارزشی موسیقی در كشور، فعالیت مجاز داشته باشد. او از همان ابتدا صاحب نوعی كاراكتر و استراتژی بود و همین باعث موفقیت‌هایش شد.

سروش؟

دخالتی در سبك و هنرش نمی‌كنم و برایش احترام قائلم.

پیشرو؟

من سبكم «سافت رپ» است و اصولا در همین سبك و سیاق كارهای خودم علاقه‌هایی دارم كه شاید زیاد شبیه به این دوستان خوبم نیست. هر چند قطعا برای آنها و همه اهالی این حوزه احترام قائل هستم.

علی شمس: برج میلاد قله آرزوهای من !


با این اوصاف حوزه كاری تو بیشتر به «امیر تتلو» و «آرمین» نزدیك‌تر است. نقدی به آثار این رقبایت داری؟

بله. همه بچه‌ها واقعا زحمت كشیده‌اند. آنها در بی‌امكاناتی محض و بدون هیچ درآمدی كار كرده‌اند و جلو آمده‌اند. خاك این كار را خورده‌اند. واقعا از كار این دوستان به هیچ‌وجه نباید ایراد گرفت. آنها در كارشان خیلی زحمت كشیده‌اند و بی‌معرفتی محض است كه با وجود دانستن سختی‌های كاری و هنری‌شان باز هم به آنها در برخی مواقع خرده گرفته شود.

همیشه برای من سوال بود كه یك خواننده رپ زیرزمینی چه منبع درآمدی می‌تواند داشته باشد و زندگی‌اش چطور می‌گذرد؟

همه بچه‌ها در كنار این كار حتما شغل دیگری را هم دارند و اصولا این موسیقی بدون آلبوم و كنسرت هیچ درآمدی ندارد. شاید تنها بخشی از هزینه‌های سنگین زندگی آنها از طریق فروش ملودی و «تكست» برای دیگران تامین شود.

در بین چهره‌ها و خواننده‌های حوزه موسیقی رسمی كشور آیا چهره‌ای هست كه آثارش را پیگیری كنی و كارهایش را بپسندی؟

بله، «مرتضی پاشایی» از دوستان ما بود و واقعا آن اتفاق خیلی اذیت‌مان كرد. آقای «احسان خواجه‌امیری» هم خواننده قابل احترامی هستند كه آثارشان را دنبال می‌كنم و واقعا هنرمند نازنینی هستند. محسن یگانه و سیروان خسروی هم از جمله هنرمندان مورد علاقه من هستند.

كمی هم درباره رؤیاهایت بگو.

قطعا دوست دارم در فضای رسمی كشور فعالیت كنم. برخی اقدامات اولیه هم انجام شده و از این بابت خیلی خوشحالم. با رویه‌ای كه مسئولان فرهنگی كشور در پیش گرفته‌اند به نظرم آینده خوبی را برای موسیقی می‌توان متصور شد.

سوال آخرم. قله آرزوهای تو در ایران چیست؟ بزرگ‌ترین آرزویی كه هر لحظه برایش دلت غنج برود.

فقط برج میلاد. دوست دارم بالاخره یك‌بار آنجا برنامه اجرا كنم. آن لحظه برای من لحظه باشكوهی است حتی تصویرسازی آن لحظه هم برای من سخت و نفس‌گیر است ولی همه تلاشم را برای رسیدن به آن انجام خواهم داد. برج میلاد قله آرزوهای من است.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه