گریه بازیگر فیلم مجیدی در جاده قم

گریه بازیگر فیلم مجیدی در جاده قم

گفت و گو با مهدی پاکدل بازیگر نقش ابوطالب در فیلم «محمد رسول الله (ص)»

مهدی پاکدل یکی از خوش شانسی های حرفه ای اش را بازی در نقش ابوطالب فیلم «محمد رسول الله (ص)» می داند. بازیگران زیادی برای این نقش نامزد بودند که در نهایت مجید مجیدی پاکدل را مناسب می بیند. با او درباره این تجربه گفت و گو کرده ایم.

مصاحبه: احمد رنجبر -بخش سینما و تلویزیون تبیان
مهدی پاکدل،

* اولین بار كه فیلم «محمد رسول الله (ص)» را دیدید توقع تان برآورده شد؟
بله . من چون در اغلب سكانس های فیلم حضور داشتم ، می دیدم گروه واقعا چه كار می كند. مهم ترین مساله این بود كه كسی در این فیلم ادعایی نداشت. فیلم «محمد رسول الله (ص)» به من ثابت كرد كه آدم های بزرگ كم ادعاتر هستند. آدمی مثل استرارو (مدیر فیلمبرداری) ،آقای دروسی (طراح گریم ) اقای شاه ابراهیمی ،آقای نجفی ،‌خود آقای مجیدی و دیگران بی ادعا كار می كردند. فقط نظمی مطلق حاكم بود و همه بر اساس این نظم كار خودشان را می كردند و مسولیت شان كه به آن ها واگذار شده بود انجام می دادند كه اتفاقا ماحصلش را حالا روی پرده می بینیم. من حدس می زدم خروجی و حاصل كار چه خواهد بود. برای همین هیاهو برای هیچ نداشتیم و بی خودی شلوغ نكردیم.
*نگران نتیجه كار هم نبودید؟
نمی توانم كتمان كنم كه نگران نبودم؛ خیلی نگران بودم. شب قبل از اكران اول فیلم اصلا خوابم نبرد. سه سالی كه با گروه بودم می دیدم چه زحمتی كشیده شده و مهم ترین نكته در فیلم های تاریخی این چنینی این است كه روح اثر دربیاید. ماجرای تكنیكی را می توان اصلاح كرد ولی اگر آن روح در فیلم نباشد، اثرگذاری خود را از دست می دهد. بنظرم چكه ای از سرانگشت خود پیامبر(ص) در این فیلم افتاده بود كه این طور اثرگذار شده و مردم را جذب خود می كند. خود من كه بعد از دیدن فیلم خیلی منقلب شدم و تا چند ساعت واقعا نمی توانستم حرف بزنم. خیلی حالم خوب شده بود و مفتخر بودم در چنین فیلم عظیمی حضور دارم. فیلمی كه روح دارد و زنده است و من هم گوشه ای از این زندگی را دیده بودم.

این اتفاق برایم خوش یمن بود چون شروع كار فیلمبرداری همزمان با ورودم در كعبه بود. حال خوبی داشتم. سكانس را 10 شب گرفتیم وقتی از قم كه تهران برمی گشتیم آرام آرم اشك شوق می ریختم و خدا را شكر می كردم كه این موقیعت را فراهم كرده تا در همچین فیلم عظیمی بازی كنم.

*شما انتخاب اول مجید مجیدی بودید؟
نه تقریبا تمام بازیگران تست گریم شده بودند. به من هم كه زنگ زدند گفتند ایراد نداره تست گریم شوی؟ بعد هم توضیح دادند كه انتخاب بازیگر برای فیلم «محمد رسول الله (ص)» مثل دیگر فیلم ها نیست. اگر تست جواب داد بعدا درباره مسائل دیگر صحبت می كنیم. وقتی تست گریم شدم از اتاق بیرون آمدم آقای مجیدی و میركریمی گفتند :«خودش است... بالاخره پیدا كردیم.»
*گریم جوانی ابوطالب بود؟
بله. بعدا چند بار تست گریم پیری انجام شد و آقای دروسی نهایتا تائید كرد كه صورتم قابلیت گریم پیری را هم دارد. البته آقای مجیدی در یك برهه بعد از ده – دوازده بار تست گریم احساس كرد بازیگری مسن انتخاب كند بهتر است. اما من گفتم تمام جذابیت بازی در نقش ابوطالب برای من این بود كه پیری اش را هم خودم بازی كنم. گفتم اگر شما صد بار دیگر تست گریم (كه هر كدام حدود 10 ساعت طول می كشید) بزنید من با جان و دل می پذیرم. حالا غیر از این كه نقش، پدر حضرت علی (ع) است و برای همه ما جایگاهی بالا دارد، چالش بازی در جوانی و پیری در یك فیلم،برایم جذابیت دارد. در نهایت به گریم مورد نظر رسیدیم و آقای مجیدی پذیرفتند كه نقش پیری ابوطالب را هم خودم بازی كنم.
*داود میرباقری تعریف می كرد تست گریم شخصیت های مختلف سریال امام علی (ع) را بدون ذكر اسم به دیوار زده بودن .یكی از كارشناسان مذهبی همه را بدرستی تشخیص داده بود و گفته بود كدام مالك اشتر است، كدام معاویه و ... می خواهم بدانم وقتی تست گریم نهایی شد، ابوطالب را دیده بودند؟
بله. همان لحظه كه تست گریم تمام شد گفتند نقش جوانی و پیری ابوطالب را خودت بازی می كنی. بعد از‌ آن هم قرارداد بسته شد.
*اولین سكانس را كه بازی كردید نقش درآمد یا با آن چالش داشتید؟
پر از استرس بودم . ما حدود هفت ماه قبل از فیلمبرداری كه تست شده بودیم سراغ تمرین سواركاری و شمشیر بازی رفتیم. حالا سكانس شمشیربازی در فیلم نیست و برای نسخه سریال استفاده می شود. آقای مجیدی چون می خواستند حس شاعرانه فیلم غالب باشد صحنه های جنگی را حذف كردند.
* صحنه جنگ مربوط به كدام قسمت فیلم است؟
آن جا كه ابوطالب پیامبر (ص) را در آب می گذارد. در نسخه سینمایی فقط صدای شمشیرها را می شنویم. اتفاقا خیلی هم صحنه زیبایی شده.

مهدی پاکدل،

*برگردیم به خاطره شما از روز اول فیلمبرداری.
در هفت ماه مانده به كلید زدن، مدام تمرین می كردیم و در دكور می رفتیم تا با فضا آشنا شویم ... خیلی برایم مهم بود كه تماشاگر وقتی من را می بیند نگوید معلوم است تازه از «پرادو» اش پیاده شده و اصلا نمی دانسته اسب چی هست! در این هفت ماه فقط با اسب و شتر زندگی كردم. صبح به لوكیشن مكه می رفتم و در آن فضا حقیقتا زندگی می كردیم. می خواستیم فرم زندگی مدرن از ما بیرون بیاید. اولین سكانس كه گرفتیم اولین سكانس فیلم هم هست. همان كه ابوطالب داخل كعبه به عبدالمطلب می گوید شترها را گرفته و او می گوید یك مترجم حبشی پیدا كن كه برویم پیش ابرهه. واقعا تجربه عجیبی بود؛ به علاوه حضور جلوی دوربین استرارو ، ‌خود آقای مجیدی ....
* استرسی كه در اولین اكران فیلم داشتید ، روز اول فیلمبردای هم داشتی؟
استرس بود ولی جنس آن فرق می كرد. ما بازیگرها تا وقتی جلوی دوربین نرویم نقش تثبیت نمی شود. تا اولین پلان روی نگاتیو ثبت نشود هنوز نگرانی .
*پلان های روز اول بعدا كه تكرار نشد؟
نه ، در یكی دو برداشت نهایی شد. اول هم از بازی من گرفتند. كلا این اتفاق برایم خوش یمن بود چون شروع كار فیلمبرداری همزمان با ورودم در كعبه بود. حال خوبی داشتم. سكانس را 10 شب گرفتیم وقتی از قم كه تهران برمی گشتیم آرام آرم اشك شوق می ریختم و خدا را شكر می كردم كه این موقیعت را فراهم كرده تا در همچین فیلم عظیمی بازی كنم.
* نقش آدم های خاص همیشه پر از خاطره است. برای شما چطور بود؟
اگر بخواهم تعریف كنم مثال های زیادی هستند كه از حوصله این مصاحبه خارج است.مثلا سكانسی كه در خانه پیامبر (ص) بازی می كردم همین حس كه پیامبر (ص) پشت پرده دارد نماز می خواند به گریه ام انداخت و بند نمی آمد.حس غریبی بود. برای بقیه هم همین احساسات ناب وجود داشت حتی در مواجهه با سه كودكی كه نقش سه دوره كودكی پیامبر(ص) را بازی می كردند. خیلی برای ما محترم بودند. خیلی هم باهوش و زیبا بودند و  كلا گروه نگاهی سراسر محبت و احترام به آن ها داشت.



کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه