یک هفته، هفت چهره: از زن اروپایی تا یارِ احمدی‌نژاد

برترین ها - ایمان عبدلی: (یک هفته هفت چهره) ی این هفته رنگ و بوی سیاسی دارد ؛ غالب اتفاقات جریان ساز یک هفته ی گذشته بیشتر در حوالی دنیای سیاست بود؛ از بازداشت "حمید بقایی" معاون اجرایی دولت احمدی نژاد تا سرمقاله ی متفاوت "مسیح مهاجری" در روزنامه ی جمهوری اسلامی، این هفته چهره ی خارجی هم داریم و از این پس هم خواهیم داشت، امیدواریم که مورد پسند شما واقع شود .

اکبر عبدی یا (قبلا کجا بودی؟ ، هفته )

یک هفته هفت چهره


حضور اکبر عبدی در برنامه ی خندوانه بازتاب زیادی داشت، چه در دنیای مجازی و شبکه های اجتماعی و چه در نشریات ، شب نیمه شعبان، عبدی افسار گفت و گو را به دست گرفته بود و هر آنچه دل تنگش می خواست گفت، البته نباید از همراهی رامبد جوان غافل شد، عبدی در حرف هایش با کنایه و به زبان طعن از روحانی انتقاد کرد او گفت «بنزین دو هزار تومان هم بشود اشکالی ندارد،فدای سرتان بنزین را تا هزار تومن هم داده ایم ،بقیه اش را هم می دهیم» اکبرعبدی اضافه کرد : «دم آقای روحانی گرم ،کلید را نشان داد ولی مثل اینکه کلیدش را گم کرده است» ستاره ی محبوب دهه ی شصت احتمالا حرف دل بسیاری از مردم را زد و وظیفه ی هنرمند است که به نفع مردمش موضع گیری کند، به شرط آنکه همیشه و "بدون جهت" حضور داشته باشد. طی سالیان گذشته خیلی از اتفاقات دامنه دارتری هم حادث شد که حیف از زبان گزنده ی عبدی که باز نشد، او که در سالهای گذشته از دوران اوج بازیگری اش فاصله گرفته در طی این چند سال با حاشیه هایی مثل: انتقاد از ده نمکی و اظهار پشیمانی از حضور در اخراجی های 2 و تغییر موضع و بستن قرارداد برای اخراجی های 3، همچنین اقامت در آلانیای ترکیه مطرح بوده است ،هر چند او دیگر در اوج نیست، اما همچنان دوست داشتنی است .
جان کری یا (چقدر سیاست زده شده ایم ،هفته)
یک هفته هفت چهره


اینکه مردم با تمام وجود مذاکرات هسته ای را دنبال می کنند و ریز ترین مسایل فنی هسته ای را از بر هستند، اتفاق خوبی نیست نزدیک به یک دهه است که مسایل هسته ای در صدر اخبار قرار دارند و این علاقه ی وافر مردم به دنبال کردن مذاکرات هسته ای خصوصا در ماه های گذشته خبر از نارضایتی بخش اعظمی از جامعه می دهد، همان ها که چشم به اخبار دوخته اند تا فرجی شود و چرخ زندگی راحت تر بچرخد، در همین فضا مصدومیت وزیر امورخارجه ی امریکا را بخش زیادی از مردم ایران متوجه می شوند و دنبال می کنند خبر در ذات خود اتفاقی نیست که برای ما مهم باشد، اما در دورانی که "زمان" در مذاکرات هسته ای و چگونگی توافق مهم است، مهم تر از خیلی اخبار دیگر می شود. دلواپسان جوری تعبیرش می کنند دنبال کنندگان توافق جور دیگر ، جان کری در مرز فرانسه و سوئیس در حین دوچرخه سواری مصدوم می شودو بعد آن به بیمارستان منتقل می شود ،کاش روزی برسد که اخباری که دنبال می کنیم انقدر «حداقلی و گاها مضحک» نباشد شاید این از خاصیت جغرافیای ماست و ما ناچاریم به سیاست زدگی.
مسیح مهاجری یا (ایستاده در باد،هفته)
یک هفته هفت چهره


در بیست وششمین سال رحلت امام (ره) از حرم جدید رونمایی شد ،مرقد امام با شکلی مدرن آماده سازی شده است و رونمایی از شمایل جدید مرقد صدای اعتراض عده ای را در فضای سیاست بلند کرد ؛ خصوصا از سمت اصولگرایان ،اما در میان معترضین چهره ای بود که نمی توان آن را اصولگرا دانست ؛ «مسیح مهاجری» مدیر مسئول قدیمی روزنامه جمهوری اسلامی که موضع گیری های گاه و بیگاهش اعتبار خاصی به این روزنامه داده است ، هنر او در «وسط بودن» است ،گاه با حرف هایش به صدا وسیما و کیهان تعریض می کند، گاه اینگونه از تجمل در ساخت مرقد امام انتقاد می کند « نتوانستم با حال عادی همیشگی مشغول زیارت شوم و بدون آنکه بفهمم چه کرده‌ام از همان مسیر برگشتم و غرق در این تفکر شدم که آیا امام خمینی با این هزینه کردن برای مقبره خود موافق است؟

وی ادامه داد: در مسیر رفت، به هتل، تالارها،‌ پاساژها، فروشگاه‌ها، گلدسته‌ها، گنبدهای کوچک و بزرگ و سایر ساخت و سازهای پرزرق و برق که درمجموعه‌ای با عنوان حرم امام خمینی ساخته شده‌اند خیره شده بودم و بدون آنکه ذره‌ای تردید کنم آنها را وصله‌های ناچسبی برای حرم امام خمینی یافته بودم، اما هنگامی که آن تونل و آن فضای وسیع و پرهزینه زیرزمین را دیدم، غربتی وصف‌ناشدنی برای امام خمینی احساس کردم»

نماینده ی اتحادیه اروپا یا( بادها خبر از تغییر فصل ها می دهند ،هفته)
یک هفته هفت چهره


حضور و پوشش (ماریچه اسخاکه) نماینده ی اتحادیه ی اروپا در دیدار با مقامات رسمی جمهوری اسلامی(علی لاریجانی) موجی از اظهار نظر ها را ایجاد کرد؛ ساپورت ،همان که قبلا هم جنجال کرده بود و پوشش موی سر او، لباس تنگ و چسبان ،همه و همه مولفه هایی است که بسیاری از نهاد های رسمی و ارزشی را خوش نمی آید، آنها این پوشش را خلاف عرف دیپلملتیک می دانند و این اقدام ماریچه اسخاکه را نوعی توهین به ارزش های مورد توافق مردم می دانند، اما مردم و حرف های رئال پای کیوسک روزنامه فروشی خبر از تغییرات ظریف اجتماع ایران می دهد ، روزی که تیپ اسخاکه تیتر روزنامه های صبح شده بود، بسیاری از این پوشش اظهار شگفتی می کردند و با لفظ هایی چون «دمش گرم» خلاف نهادهای رسمی جور دیگری به این اتفاق نگاه کردند.
همه ی مردم ایران یا( محیط زیست یعنی کشک ،هفته)
یک هفته هفت چهره


برای یک تصادف کوچک در خیابان قفل فرمان در می آوریم، در مترو اگر کسی کمی باب میلمان رفتار نکند ، مشت و لگد حواله می کنیم و فحاشی را به بهترین شکل اجرا می کنیم ،اما در حفظ حیاتی ترین الزامات زندگی نه تنها کوشش نمی کنیم، بلکه با بی محلی تمام از کنارش رد می شویم ،دریاچه ی ارومیه خشک شده است، کارون هم به همچنین، زاینده رود هم که اوضاع اسفباری دارد، اقلیم در حال تغییر است؛ از ایلام خبر جنگل سوزی می آید ازگرگان هم مشابه آن را می شنویم ،گرد و غبار خوزستان را بلعیده، تهران و کرج و خراسان شمالی هم به شدت درگیر این پدیده هستند، تکلیف مسئولان امر مشخص است به هر دلیلی به جز سخنرانی اقدام دیگری نمی کنند، اما ما مردم باید کمی فکر نسل های بعد هم باشیم ،اوضاع جالب نیست اگر می شود زباله نریزیم، آب را هدر ندهیم و همین حرف های ظاهرا کلیشه ای و بی اهمیت را عملی کنیم. باور کنید ! ایران جای بهتری می شود ،دود این سبک زندگی بیشتر از هر کس به چشم خودمان می رود.
حمید بقایی یا (بقایای یک دولت پاکدامن ،هفته)
یک هفته هفت چهره


رییس سازمان میراث فرهنگی و معاون اجرایی احمدی نژاد بازداشت شد ، هنوز دلیل این اقدام فاش نشده است ،هر چه که گفته شده حدس و گمان بوده است. اگر در ماجرای محمدرضا رحیمی چند ماهی طول کشید (میم ر) مشخص شود، نام بقایی به سرعت و صراحت فاش شد. اتفاق بدی که به تبع چنین اخباری رخ می دهد گسترش بی اعتمادی میان مسئولین و مردم است ،بقایی سابقه ی کار در وزارت اطلاعات ،صدا وسیما ،شهرداری تهران میراث فرهنگی را دارد به نوعی بالاترین سطوح مدیریتی را تجربه کرده و حالا بازداشت فردی با این تجارب ، محلی برای گرو کشی های سیاسی می شود ، برداشت غیر قانونی در جهت منافع دانشگاه ایرانیان واگذاری غیرقانونی املاک تجاری در قشم و... اتهام هر چه که باشد وجود چنین اخباری برای مردم کوچه و خیابان حس خوبی ایجاد نمی کند، چون منافع آنها در گرو سیاست ورزی نیست .جمله ی احمدی نژاد در روزهای ترفیع بقایی را مرور می کنیم آنجایی که با چنین القابی بقایی را مزین کرد: «کار آمدی ، کاردانی ، شایستگی های فردی ،توان مدیریتی و قابل اعتماد»
خانم راپوپورت یا ( امید به زندگی ،هفته)
یک هفته هفت چهره


پیرزن 102 ساله ی آلمانی که در سال 1983 میلادی در دفاع از پایان نامه ی دکترای خود ناکام مانده بود ،این بار موفق شد پایان نامه اش را ارائه کند و مدرک دکترایش را اخذ کند ،متخصص بیماری های نوزادان و مادر چهار فرزند می گوید : «در این راه دو نفر دیگر به من کمک کردند آنها با مطالعه کتاب در اینترنت و انتقال اطلاعات به من کمک حال من بودند » فکر می کنم توضیح زیادی لازم ندارد ، مفهوم "امید به زندگی" ،تلاشگر بودن و واژه هایی در این سبک با شنیدن اخبار متفاوتی نظیر همین خبر ، به طور کلی دچار استحاله می شود ،هفتاد سالگی هم برای خیلی از ما به صرف استراحت و کسالت، شاید فقط یک رویا باشد.
کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه