- مرلین مونرو - و سه عشق و یک رییس جمهور!

هفته نامه تماشاگران امروز - ابوالفضل الله دادی: این پارادوکس بزرگ زندگی «مرلین مونرو» بود: اگر مردی را دیوانه وار دوست داشت، او دوستش نمی داشت و اگر مردی مونرو را می پرستید، مرلین علاقه ای به او نداشت. گیج کننده است؟ شاید همین مسئله هم باعث شد این بازیگر مشهور هالیوود زندگی پرهیاهویی را تجربه کند؛ زندگی که در آن سه بار ازدواج کرد و در نهایت یک رییس جمهور بود که سرنوشت او را به تلخی رقم زد.

مونرو سه بار ازدواج کرد و هر سه بار نیز طلاق گرفت: «جیمز دوگرتی»، «جودی ماجیو» و «آرتور میلر». سه مردی که هر کدام زندگی متفاوتی داشته اند.

جیمز که شوهر اول مونرو بود، یک افسر پلیس بود. او نیز همچون مونرو سه بار ازدواج کرده که اولین آن با خانم بازیگر بود. جیمز که پانزدهم آگوست 2005 درگذشت، زمانی که پاره وقت کار می کرد، برای اولین بار مونرو را ملاقات کرد. در آن زمان مونرو هنوز به نام اصلی اش یعنی «نورما جِین بِیکر» شناخته می شد.

«مرلین مونرو»، سه عشق و یک رییس جمهور!
مونرو 15 ساله بود و جیمز 20 ساله، مونرو که در 9 سالگی به یتیم خانه سپرده شده و بعدها چندین و چند خانواده سرپرستی او را برعهده گرفته بودند، در آن زمان نزد خانواده ای زندگی می کرد که قصد نقل مکان داشتند و نمی توانستند او را همراه خود ببرند؛ به همین دلیل بود که پیشنهاد دادند که نورمای نوجوان با جیمز ازدواج کند.

اینطوری شد که او و جیمز نوزدهم ژوئن 1942 در خانه دوستشان «چستر هاول» در لس آنجلس با هم ازدواج کردند. این ازدواج اما دوامی نداشت و نورما وقتی جیمز همراه ارتش آمریکا در «شانگهای» چین به سر می برد، تقاضای طلاق کرد. آنها سرانجام در سیزدهم سپتامبر 1946 از هم جدا شدند. جیمز که بعد از ازدواج شان شده بود جیمی، نتوانست با این موضوع کنار بیاید و در کتابی که با نام «به مرلین مونرو، با عشق» منتشر کرد نوشت که چقدر جدایی اش از مونرو او را افسرده کرده است. داستان اما این بود که هر چه جیمی او را دوست داشت، مونرو به همان اندازه دوستش نداشت.

آقای ستاره

«جوزف پل دی ماجیو» یا همان جودی ماجیو، تنها بازیکن تاریخ بیس بال است که در هر فصلی که در مسابقات شرکت کرد توانست به «بازی ستارگان» فصل راه یابد. علاوه بر این او 9 بار نیز توانست همراه تیمش قهرمان بازی های جهانی بیس بال شود. جو سه بار و طی سال های 1939، 1941 و 1947 نیز به عنوان بهترین بازیکن لیگ بیس بال آمریکا برگزیده شده است. این افتخارات و رکوردهای دیگری که از خود باقی گذاشته باعث شده است که او از سال 1955 به معبد مشاهیر بیس بال راه پیدا کند.

با اینحال یکی از مهمترین دلایل شهرت او، ازدواج با مرلین مونرو است. جو که هشتم مارس 1999 در فلوریدا مُرد، در سال 1951 با مونرو ازدواج کرد. در همین دوران است که مونرو کم کم به سوی اوج شهرت پیش می رود. با اینحال زندگی با دی ماجیو بیش از 9 ماه طول نمی کشد و آنها از هم جدا می شوند.

سه عشق و یک رییس جمهور
گفته می شود صحنه ای که مونرو در یکی از فیلم های «بیلی وایلدر» بازی می کند، جو را به شدت عصبانی می کند و جار و جنجالی بزرگ بین آنها شکل می گیرد. البته در همین دوران است که شایعه ها در مورد رابطه مرلین با رییس جمهور جان می گیرد؛ رییس جمهور جان اف کندی.

آرتور نمایشنامه نویس

«آرتور میلر» سومین شوهر مرلین مونرو، نمایشنامه نویس بود. او در سال های 1940، 1950 و 1960 به شدت موردتوجه مردم و رسانه ها قرار داشت. در طول این سه دهه او هم جایزه پولیتزر را برد و هم البته با مرلین مونرو ازدواج کرد.

میلر پیش از مونرو و در سال 1940 با زنی به نام «ماری گریس اسلیتری» ازدواج کرده و از او صاحب دو فرزند به نام های جین و رابرت بود. با اینحال در ژوئن 1956، همسر و فرزندانش را رها کرد تا با مرلین مونرو ازدواج کند. میلر و مونرو بیست و سوم آوریل 1951 همدیگر را برای اولین بار ملاقات کردند و از آن زمان تا وقتی که نمایشنامه نویس خانواده اش را به امان خدا رها و با مونرو ازدواج کرد با هم در تماس بودند. با اینحال پنج سال بعد میلر از مونرو هم جدا شد و یک سال بعد با «اینگه مورات» عکاس اتریشی ازدواج کرد.

سه عشق و یک رییس جمهور


این اما پایان زندگی مونر بود و او یک سال بعد مُرد. آخرین جایی که مونرو در آن حضور یافت مراسم جشن تولد جان اف کندی در سالن «مدیسون اسکوئر گاردن» و در نوزدهم می 1962 بود. مونرو آنجا برای کندی ترانه «تولدت مبارک آقای رییس جمهور» را خواند؛ برای مردی که بیش از هر کس نامش در زندگی و البته مرگ مونرو شنیده شده است.

آن مَرد

در زندگی پرحاشیه و جنجالی مونرو اما یک نفر بود که عاشقانه دوستش داشت و او را می پرستید؛ مردی که مونرو برایش نه یک بازیگر زن که یک «الهه» بود: «جانی هاید». جانی یکی از مشهورترین مدیربرنامه های ستاره های هالیوود بوده است. در واقع جانی بود که مرلین مونرو را به دنیای سینما شناساند؛ او بود که از مونرو بزرگترین ستاره زن سینمای آمریکا را ساخت.

مونرو برای جانی دلیل زندگی بود. او عاشق مرلین بود و به همین دلیل می خواست همه دنیا او را تحسین کنند. از آنجایی که جانی در دنیای تبلیغات و اطلاع رسانی نابغه بود، با برنامه هایی که برای مونرو ترتیب داد باعث شد در مرکز توجه قرار گیرد.

سه عشق و یک رییس جمهور


اینگونه بود که هر روز و در روزنامه های آمریکایی می شد مطلبی در مورد خانم بازیگر پیدا کرد. رویای بزرگ جانی اما این بود که با مونرو ازدواج کند. اینجا اما همان پارادوکس زندگی مرلین خود را نشان داد؛ او نیز جانی را دوست داشت اما عاشقش نبود و نمی توانست - و حتما نمی خواست - با مردی که عاشقش نیست ازدواج کند.

از نظر مرلین، جانی تنها همکاری بسیار محترم بود؛ کسی بود که مرلین به او اعتماد کامل داشت و بدون هیچ اعتراضی هر کاری از او می خواست انجام می داد. وقتی جانی بر اثر حمله قلبی درگذشت، مونرو اعتراف کرد که یکی از بزرگترین - و شاید بزرگترین - رنج زندگی اش این است که چرا عاشق این مرد نشده است؛ اتفاقی که شاید سرنوشت مونرو را نیز عوض می کرد.

کلمات کلیدی :
نظرات بییندگان :

بهترین مشاغل و خدمات شهر خود را ، در سایت نشونه پیدا کنید.

مشاهده سایت نشونه